تبلیغات
شعرای ایرانی

به نام خدا

شعرای ایرانی
امروز   به وبلاگ  شعرای ایرانی  خوش آمدید


¿
جمعه 26 خرداد 1385

فاصله میو دستهای سرد من تا رد نگاه تو .... مثل فاصله پائیز تا بهاره ... من .پائیزی به گل نشسته ام که تو رو غنیمت می دونم . تو چی که فقط دم از پائیز می زنی و نمی فهمی که تو بهاری.....

شاید اشتباه از من بود که لاک قرمز می زدم و می خندیدم . تو این دنیا باید . سیاه بود تا بتونیم قهوه ای ها رو تحمل کنیم ...

فاصله میون حرف زدن من و ....سکوت تو . درسته که چراشو نمیفهمم .لی مشکل از اینجاست که . چرا من حرف می زنم . نه چرا .تو سکوت می کنی ....

فاصله میون نفرت من و عشق تو ...چقدر عمیقه . اونقدر عمیق که تهش سیاهه و حرفامونو که توش داد می زنیم بر می گردونه . من توی اون چاه عمیق داد زدم . دوست دارم ... تو ... فقط بهم خندیدی...

فاصله میون قرص خواب و خواب هم یه مشت دری وریه که میاد بارشو خالی می کنه و می ره ....

چشمام می سوزن . این بار از شمردن گوسفندها ی سفید با یه لیوان آب !

این بار که سرمو کردم توی چاه بینمون دلم نخواست چیزی بگم . چاه داد کشید دوست ندارم ...من و تو رو می گفت ؟ تو رو می گفت ؟ منو می گفت ؟ ....ولی راست می گفت ...دوست.... ندارم !

نوشته شده در جمعه 26 خرداد 1385 و ساعت 10:06 ق.ظ توسط : ستاره
ویرایش شده در - و ساعت -