تبلیغات
شعرای ایرانی - پرواز آخر

به نام خدا

شعرای ایرانی
امروز   به وبلاگ  شعرای ایرانی  خوش آمدید


¿پرواز آخر
جمعه 26 خرداد 1385

از پله های هواپیما که بالا می روم بر می گردم و به پشت سرم نگاه می کنم . آدمهایی که می آیند تا سوار شوند . اتوبوسی که آن پائین می چرخد تا باند را ترک کند . هوای تاریک و سرد شب . بی ستاره و سالن فرودگاه بی یک بدرقه کننده . راه برگشتی نیست  . این سفر . سفر آخر است . با یک بلیط یک طرفه . پایم را روی پله آخر می گذارم و در لبخند مهماندار وارد فضای آرام و منجمد هواپیما می شوم ....

از پنجره مه گرفته بیرون را نگاه می کنم . به تمام کارهایی که دیگر نمی توانم انجام دهم . به تمام حرفهایی که دیگر کسی نیست تا برایش بگویم . به تمام گریه های یک نفره . تمام داد زدن ها و بغض کردن های یک نفره .... فکر می کنم به تمام آنها که بودند و دیگر نیستند .... به خودم که بودم ... و فقط همین !

این صندلی پرواز آخر است . راهی بهسوی سنوشت بی برگشت . می روم چون پشت سرم هیچ مهمی را جا نگذاشته ام ....

نوشته شده در جمعه 26 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ توسط : ستاره
ویرایش شده در - و ساعت -