تبلیغات
شعرای ایرانی

به نام خدا

شعرای ایرانی
امروز   به وبلاگ  شعرای ایرانی  خوش آمدید


¿
پنجشنبه 8 تیر 1385

زیستن بدون تو را هرگز دوست نخواهم داشت

چرا كه میدانم

تن پایانش تنها و بی سر پناه بودن را باید سپری كرد.

بودن بدون تو را هرگز دوست نخواهم داشت

چرا كه نبودنم ارزش والایی همچون یك دنیا را دارد

بودنم بدون توبرای كه به ناز و اشوه كشیدن زیباست؟

زنده بودنم بی تو

مثال له شدن برگهای پاییزی زیر پای رهگذرهاست

چرا كه من زنده ام اما همه خیال دارند كه مرده ام

صدای خرد شدنم را آنان دوست دارند

چرا كه میگویند زیبایی فصل پاییز همین است

اما تكه تكه های بدنم با باد به هر جا كه بخواهد می رود

در نبود تو هر چه خواهند به سرم می آورند نیستی كه ببینی

چگونه مرا له می كنند و با چشمانشان خواری مرا می نگرند؟

آری مردم صدای برگهای زرد پاییزی را زیر پای خود حس می كنند

و وقتی نگاهی بر روی زمین به پشت سرشان می اندازند

تازه اون وقت می فهمند

كه برگ زیر پایشان با همان شكل زیبای خودش

اما این بار

با تكه های كوچك و بزرگ شكسته شده نقش بر زمین بسته

و زیر پای عابر به زندگی خود در همان جا پایان می دهند

اونوقته كه عابران می فهمند كه

هر برگ زردی خود پاییز كوچكی است

آری این است سرنوشت بودن من بی تو

آیا دوست داری این گونه باشم؟

پس تا فصل پاییز به اتمام نرسیده برگرد

چرا كه شاید از این هزاران برگی كه این گونه می میرند

یكی از آنان هم من باشم...

فرصت برگشتن تو و فرصت زنده ماندن من

تنها تا آخر فصل زیبای پاییز...

دوست دارم كه ببینمت برای آخرین بار...

نوشته شده در پنجشنبه 8 تیر 1385 و ساعت 09:06 ق.ظ توسط : ستاره
ویرایش شده در - و ساعت -