تبلیغات
شعرای ایرانی

به نام خدا

شعرای ایرانی
امروز   به وبلاگ  شعرای ایرانی  خوش آمدید


¿
یکشنبه 4 تیر 1385

 

ساعت ها

ساعت ها خواهند آمد
ساعت ها یی كه زاییده می كنند افكاری را
ساعت هایی كه كهنه می كنند خاطره ای را
ساعت ها در مقابل من نشسته اند
دقایق نا امیدی در ذهن من خوابیده اند
عقربكهایی كه از خیره شدن بر چهره من خسته
از خوابیدن در تابوت زمان شكسته اند
چرخش ساعت ها تكراریست
عبور از درد تكراریست
گذر از ذهن خالی عابران تكراریست
از چه می نالیم ؟
از چه بیزاریم ؟
ما نطفه عقربكهاییم !
از چه می ترسیم ؟
از چه می خوانیم ؟
ما گندیده ثانیه هاییم !
من در چرخش ساعت ها می چرخم
ذهنم را در فضای مسموم زندگی سیال می كنم
رگباری از لحظه ها بر قامت من می بارد
آهسته آهسته احساسم را می كاهد
صدای تیك تیك ساعت ها تكراریست
تكرار دردها تكراریست
حس شعر من مثل گردش ایام تكراریست
تكه تكه ذهن من انگار خالیست !
شهردار حركت بر خلاف عقربكها را ممنوع كرده !
استاد نفس زدن در شعر سیاه را ممنوع كرده !
خالق حرف زدن بر ضدش را ممنوع كرده !
شعارهای شهردار هم تكراریست ... وعده های خالق هم تكراریست
ساعت ها در راهند
تلخی حضور عقربك ها احساس مرا كرخت تر می كند
اما
چه احساس خوبی بود هنگامی كه در همین لحظه نفس هایم بر كاغذ تمام میشد!
اه ...این احساس هم تكراریست.

نوشته شده در یکشنبه 4 تیر 1385 و ساعت 02:06 ق.ظ توسط : ستاره
ویرایش شده در - و ساعت -